جهاد اکبر

هر روز با هم دعوا داشتند ولی زورش به او نمی رسید..

نمی دانست چه کند ،

با خودش گفت می روم شکایت می کنم..

 کتاب مفاتیح را برداشت و آن را باز کرد :

«... الهی الیک اشکو نفساْ بالسوء الاماره ...»

" خدایا به تو شکایت می کنم از نَفسم "

منبع : وبلاگ پیامک 57

 

 

/ 0 نظر / 13 بازدید