پدر

یه روزی بود که

صدای خُر و پُفش اذیتمون می کرد

شبها نمی گذاشت بخوابیم

ولی حالا که پیر شده

شبها چند ساعت یکبار

از خواب بیدار میشیم ببینیم ،

هنوز خُر و پُف می کنه

خیالمون که راحت شد ، دوباره می خوابیم !!...

 

 بوسه میزنم بر دستان پینه بسته پدر و بر این بوسه افتخار می کنم

/ 0 نظر / 15 بازدید